برچسبها: اسلام یا زرتشت؟,
تمدن و فرهنگ با شكوه سرزمين پارس
اسلام یا زرتشت؟
دروود بر ایران
حتما فکر می کنید توی این متن من قصد دارم اسلام را بکوبم یا نه شاید هم زرتشت را.
نه .اصلا اینطور نیست. من شاید اگر قران نخونده بودم (البته فارسی) ،شک می کردم که این دین یک دین الهی .چون سرشار از اجبار.(البته خود قران به انسان آزادی زیادی داده. ولی اسلامی که توی ایران ،نه.فقط اجبار!)
باید قبول کرد که این دین به ایران و مردم ایران تحمیل شده.اگر توی این موضوع تردید دارید میتونید به تاریخ و تمدن ایران در زمان هخامنشیان وساسانیان مراجعه کنید.رفاه بی نظیر در این دوران برای مردم ایران گویای این موضوع هست. پیشنهاد می کنم حتما نگاهی به نامه ی یزدگرد سوم پادشاه ساسانی هم بندازید.
اگر یه خورده توی دینمون ریز بشیم میبینیم که ما حتی حق نداریم خدای خدمون را هم به زبون خودمون ستایش کنیم.فقط عربی ،عربی ،عربی.
مثل اینه که خدا فقط زبون عربی می فهمه.روزی بیش از ده مرتبه می گیم الحمد الله رب العالمین ولی واقعا نمی دونیم که ستایش مخصوص خدایی است که پروردگار جهان و جهانیانست...
مگه ما داریم هر روز برای خدا املا می گیم که لازم نیست خودمون چیزی بفهمیم.میگن باید عربی باشه تا بین مسلمانان وحدةالکلمه وجود داشته باشه. جدا که خیلی حرف خنده داریه.جامعه ی ما یکی از کثیف ترین جامعه های دنیاست.مردمی سرشار از احساسات دروغ گویی ،دزدی و کلاه برداری (البته منظورم ایرانی نیست). اگر به زمان هخامنشیان برگردیم، هردوت که به دروغ گوی تاریخ معروف ، در کتاب خودش وقتی به ایران میاد به یک چیزی اقرار میکنه .در خلاصه ای ازحرف هاش اون میگه:
ایرانی ها آدم های بسیار عجیبی هستند.توی این مدت ندیدم که کسی به دیگری دروغ بگه، دزدی کنند و یا به هم دشنام بده. اون ها به همدیگر احترام میذارند و همدیگر را با نام های زیبا صدا می زنند. اونها در طول روز 5 وعده خدای خودشون که اهورا مزدا نام دارد را ستایش می کنند.
یادم نمیاد کی بود.فقط یادم که توی یک کتابی از یک جهانگرد فرانسوی که در دهه ی 70 از ایران دیدن کرده بود اینطور نوشته بود:
ایرانیی ها عجیبترین آدم هایی هستند که تاب به حال دیدم. بسیار مهمانواز ولی فوق العاده دروغگو.آدم احساس می کنه که این مهمانوازی اون ها هم دروغ.اونها هر روز صبح که از خواب بیدار میشن توی فکر این هستند که سر همدیگر کلاه بذارند . اولی سر دومی کلاه می ذاره و دومی سر نفر سوم.و جالب اینجاست که کسی صداش در نمیاد. چون نفر سومی هم که سرش کلاه رفته توی فکر اینه که فردا سر کسی دیگر را کلاه بذاره.
حالا خودتون قضاووت کنید، چرا ما از عرش به فرش سقوط کردیم؟
مطمئنا به یک جواب بیشتر نمی رسید. قدرت دین!!!
مردی از پارس
کودکی زرتشت
زرتشت مردی دهقان زاده بود و در پانزده سالگی مردم را به صلح و صفا دعوت میکرد.او پسر دهقانی به نام پورشیت بود که گاو شیری داشت و از آن گاو به زرتشت شیر میداد و از معجزات زرتشت آن بود که هنگام به دنیا آمدن خندید و این در حالی است که کودکان در بدو به دنیا آمدن گریه میکنند.
لهراسب شاه هم عصر زرتشت پیامبر بود و او در شبی خواب دید که تعبیر آن خواب این بود که کودکی خواهد آمد که زادگاه او آذربایجان است او با پلیدی مبارزه میکند مفسران خانه زرتشت را به لهراسب نشان دادند و او به خانه زرتشت رفت و در آنجا نوزاد را دید و شمشیرش را از نیام بیرون کشید تا او را بکشد اما به قدرت خداوند دست او میان هوا و زمین خشک شد او به کاخ خود بازگشت و با اطرافیانش که دیوان واهریمنان بودند صحبت کرد و آنان گفتند که خود زرتشت را خواهند کشت پس آتشی عظیم برپا کردند و زرتشت را که از خانه پدر ربوده بودند به آتش انداختند اما باز هم به امر خدا آتش سرد شد و بر او اثر نکرد و مادرش که برای نجات کودک رفت با تعجب دید که او میان آتش نشسته و میخندد.مادرش او را برداشت و به خانه برد و فهمید که او کودکی عادی نیست پس در تربیت او اهتمام کرد و دشمنان فرزندش چندین بار دیگر به قصد جان زرتشت او را به کام حیوانات وحشی افکندند که هر بار او به امر خدا نجات پیدا کرد.
در داستان دیگری آمده که زرتشت در راه رفتن به سمت گشتاسب میبایستی از رودخانه ای عبور میکرد که در ساحل آن رودخانه زنهای برهنه نشسته بودند و او طوری یارانش را عبور داد که آنها زنان را نبینند.
زرتشت با بت برستان مباحثات فراوانی داشت و در همه مباحثاتش پیروز میگشت و عاقبت آنها پادشاه را وادار کردند که او را به زندان بیفکند ولی همین که بی گناهی او ثابت شد او را از زندان آزاد کرد.
مدت عمر زرتشت را هفتاد و هشت سال ذکر کرده اند و تعالیم عالیه او را در نیکی کردار و راستی گفتار و درستی اندیشه خلاصه کرده اند.او آفتاب را بزرگترین مظهر قدرت خداوند میدانست و آتش را مظهر نور در مقابل ظلمت(نه نماد خداوند)به همین علت آتشکده های فراوانی در ایران احداث گردید و تا قبل از حمله اعراب روشن بودند.
زرتشتیانی که در ایران مانده بودند با وجود مشکلاتی که طی قرنها برایشان به وجود آمد دست از دین آبا و اجدادی خود بر نداشتند و اکنون بسیاری از آنها در مناطق مختلفی از ایران از جمله یزد زندگی میکنند ولی بسیاری از عقاید آنها در طول تاریخ فرق کرده و به شکل امروزی در آمده است.
از جمله آداب و رسومی که زرتشتیان داشتند آن بود که آنها اجساد مرده های خود را دفن نمیکردند و آنها را بر بالای بلندی قرار میدادند تا بر اثر عوامل طبیعی یا حمله حیوانات نابود شوند و علت این کار آنان این بود که معتقد بودند جسد زمین تمیز را آلوده میکند ولی اکنون آنان اجساد خود را دفن میکنند.
اما از دیگر رسومی که در آیین زرتشت وجود داشته نقاره خانه ها میباشد که در هنگام طلوع و غروب آفتاب مینواختند تا به واسطه آن از این ستاره بزرگ قدردانی کنند
برچسبها: اسلام یا زرتشت؟,
سی نصیحت زرتشت
۱٫آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
۲٫ `پیش از پاسخ دادن بیندیش
۳٫هیچکس را ریشخند مکن
۴٫نه به راست و نه به دروغ سوگند مخور
۵٫خود برای خود، همسر برگزین
۶٫به بدی و دشمنی کسی خشنود مشو
۷٫تا اندازه ای که می توانی، از دارایی خود داد و دهش نما
۸٫کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
۹٫از هرکس و هرچیز دلارام مباش
۱۰٫فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
۱۱٫بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
۱۲٫سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی
۱۳٫با مردم یگانه باش تا رازدار و نامدار شوی
۱۴٫راستگو باش تا پایداری داشته باشی
۱۵٫فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
۱۶٫دوست بسیار داشته باش تا ناموَر باشی
۱۷٫نام آور باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
۱۸٫دوستدار آیین باش تا پاک و راست گردی
۱۹٫برابر سهش پاک درونی خود رفتار کن که بهشتی شوی
۲۰٫بخشنده و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
۲۱٫روان خود را به خشم و کین آلوده مساز
۲۲٫هرگز ترشرو و بدخو مباش
۲۳٫در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
۲۴٫اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
۲۵٫دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
۲۶٫چالاک باش تا هوشیار باشی
۲۷٫پگاه خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
۲۸٫اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
۲۹٫با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
۳۰٫مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند. برچسبها: سی نصیحت زرتشت, تاریختاریخچه عید نوروزتاریخچه نوروزتمدنجدیددانستنیهاسال نوی ایرانعید نوروزعید نوروز چیستمقاله عید نوروزنوروزنوروز ایرانیان- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
عید نوروز برابر با اول فروردین ماه (تقویم شمسی)، جشن آغاز سال و یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است.خاستگاه عید نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران عید نوروز را جشن میگیرند.
امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است. عید نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
زمان عید نوروز
جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است.
در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.
پیدایش عید نوروز
عید نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
آداب و رسوم عید نوروز در ایران:
مراسم چهار شنبه سوری قبل از عید نوروز :یکی از آیینهای نوروزی امروز – که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد – ” مراسم چهارشنبه سوری ” است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند.
برگزاری چهارشنبه سوری، که در همهً شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال ( یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : ” زردی من از تو، سرخی تو از من “، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو و عید نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.
تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزهً کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛
کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، ” فال گوش ” ( در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفاًول زدن. ) و ” قاشق زنی ” ( معمولا زنان روی خود را می پوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در می زنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آنها می گذارد. ) نیز از باورها و رسم هایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است.و این رسم ها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوت اند.
خرید لباس برای عید نوروز
از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند.در گذشته مردم معمولا پارچه هایی را خریداری می کردند که رنگ روشن داشت و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی بود که حتماً باید قبل از عید نوروز و برای عید انجام میگرفت.
سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می گیرد. در شیراز معمولا برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .
خانه تکانی یا رفت و روب قبل از عید نوروز :
یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.
سفره هفت سین و ساعت تحویل سال
برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.
هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع و آینه تخم مرغ و … سر سفره گذاشته میشود.
موقع تحویل سال همه اهل خانه باید با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نیز دود می شود و هر کدام از این ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنایی خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که باید در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن یار و مددکار اهل خانه خواهد بود.
دید و بازدید عید نوروز
از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد. بعضی نیز صبح عید نوروز یک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه یک بشقاب نان شیرین به اضافه تخم مرغ رنگی یا سکه به کوچک ترها می دهند.
سیزده بدر (روز سیزدهم عید نوروز )
روز دوازده فروردین همه وسایل تهیه می شود و هر چه از شیرینی ها و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر می شوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بدیمن می باشد. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر این روز ویژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را می کنند. برچسبها: تاریختاریخچه عید نوروزتاریخچه نوروزتمدنجدیددانستنیهاسال نوی ایرانعید نوروزعید نوروز چیستمقاله عید نوروزنوروزنوروز ایرانیان, تبادل لینک تبادل لینک هوشمند با وبلاگ ما، از تمام وبمسترها خواهشمندیم بصورت هوشمند با این فروشگاه اینترنتی تبادل لینک انجام دهید با تشکر از شما
لطفا در وبلاگ خودتون ثبت نام كنيد و به ما انگيزه براي بروزبودن را بدهيد
لطفا نظربدهيد به مطالب باتشكر از لطف شما برچسبها: تبادل لینک هوشمندثبت نام كنيد لطفا نظربدهيد به مطالب , سخنان جالب و زیبای بزرگان جهان درباره کوروش کبیر!
در ادامه مطلب
پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .
دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان : آلبر شاندور – کورش بزرگ : ژنرال سرپرسی سایکس : ما نیز میتوانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریائی که سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .
ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ : سرپرسی سایکس – تا ایران باستان : کورش یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین کوچکی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آکنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد که در کل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود که تاکنون هیچ کشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران کل خاورمیانه را تصاحب کند . او هیچ گاه
خوشگذران و تن آسایی نکرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می کرد . کاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در
چند نسل شاه پارسیان بودند . کورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا کنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت کنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم .
افلاطون – قوانین ( ۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد ) : مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت
هرودوت – تاریخ هرودو ت( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد ) : هارولد لمب دانشمند امریکایی – کورش بزرگ : گزنفون – کوروپد ا ی ( ۴۴۵ پیش از میلاد ) : او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ – بزرگترین – بخشنده ترین – پاک دل ترین انسان تا این زمان بود .
کنت دوگوبینو فرانسوی – ایران باستان : نیکلای دمشقی
کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .
پرفسور کریستن سن ایران شناس – استاد زبان اوستایی و پهلوی : آلبر شاندور فرانسوی – شاهنشاهی کورش بزرگ :
کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای کسی که دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .
پرفسور گیریشمن – ایران از آغاز تا اسلام : کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) : ویل دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین : کلمان هوار – تمدن ایرانی : مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی -کورش بزرگ ( عباس خلیلی ) : دیودوروس سیسولوس ( ۱۰۰ پس از میلاد ) : دکتر جهانگیر اوشیدری – دانشنامه مزدیسنا : کورش به سال ۵۵۹ قبل از میلاد بر اریکه شاهنشاهی بنشست و در سال ۵۲۹ قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شکست خورده بامهربانی رفتار کرد و اسیران یهودی را که بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد کرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر کرد که معبد اورشلیم را که بخت النصر ویران کرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی کنند . کورش را در پارسه گرد که امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاک سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیکی ستایش کرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار – شجاع – با فتوت – با عزم و اراده – با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .
اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه : برچسبها: سخنان جالب و زیبای بزرگان جهان درباره کوروش کبیر!, دانستنی های جالب در مورد کوروش کبیر و داریوشآیا میدانید : ۲۹ اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟ ـ آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند.
ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد. ـ آیا میدانید : کمبوجیه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ – ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد . ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد. ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت . ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید. ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند . ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است . ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی “دنی تون” بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است . ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند . ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک -سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد. ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد. ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد. ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد. برچسبها: دانستنی های جالب در مورد کوروش کبیر و داریوش, ![]() سخنان کوروش کبیر
Cyrus The Great quotes
سخنان کوروش بزرگ
همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
***
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود
***
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد...، شاه چهار گوشه ی جهان
***
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم
***
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد
***
من برای صلح کوشیدم
***
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم.
***
فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند
***
فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
***
... خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت.
***
من همه ی شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.
***
فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند
***
همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.
***
همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم
***
و خانه های ویران آنان را آباد کردم.
***
همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم.
***
همچنین پیکره ی خدایان سومر و اَکـَد را که نَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم بشود که دل ها شاد گردد.
***
من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
***
![]() هر حکومتی که شادمانی را از مردمان
بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد ********** دروغ گویان تنها بر گورستان مردگان و خاکسترزار خاموشان حکومت خواهند کرد ********** او که شادمانی مردم را نمی خواهد از ما نیست او برده ی بی مزد اهریمن است ********** شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است. **********
********** از پارس برآمدم .از پارسوماش . این گفته من است ، ( کورش ) پسر ماندانا و کمبوجیه .
من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان اندوه نرود .زیرا اندوه مردمان اندوه مناست و شادمانی مردمان ، شادمانی من .
بگذارید هرکس به آیین خویش باشد . زنان را گرامی بدارید . فرودستان رادریابید . و هرکس به زبان تبار خویش سخن گوید .
گسستن زنجیرها آرزوی من است . ما شب را و بیداد را خواهیم زدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد.
تا هست سرزمین من آسمانی باد ! که در او رودهای بسیاری جاری است . ما دامنه ها ودشت هایی داریم دریا وار . رازآمیز ، سرسبز و برکت خیز ؛
باشد که تا هست از خان و مان مردمم بوی خوش و ترانه برخیزد . مردمان ما شایستهآرامش وآزادی اند ، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند ، مردمان ما شایسته دادگری و مهرورزیند .
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست .
( کوروش بزرگ )
(کوروش کبیر)
**********
Do not suppose, my dearest sons, that when I have left you I shall be nowhere and no one. Even when I was with you, you did not see my soul, but knew that it was in this body of mine from what I did. Believe then that it is still the same, even though you see it not. **********
All men have their frailties; and whoever looks for a friend without imperfections, will never find what he seeks. We love ourselves notwithstanding our faults, and we ought to love our friends in like manner. *********** You cannot be buried in obscurity: you are exposed upon a grand theater to the view of the world. If your actions are upright and benevolent, be assured they will augment your power and happiness. ********* You cannot be buried in obscurity: you are exposed upon a grand theater to the view of the world. If your actions are upright and benevolent, be assured they will augment your power and happiness. ***********
برچسبها: سخنان کوروش بزرگ - Cyrus The Great quotes - سخنان کوروش کبیر,
پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
گشتاسب شاه پرسید : این دین ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه ای است ؟
1 ) "جاماسب بیتخش " پاسخ داد : که این دین هزار سال روا باشد پس از آن مردمانی که هم پیمان شکن هستند با یکدیگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ایرانشهر ( مملکت ایران زمین ) به دست تازیان سپارده شود و تازیان هر روز نیرومندتر شوند و شهر شهر را تسخیر کنند . ( همانطور که سپاه تازی به ایران حمله کرد و شهرهای ایران را یکی پس از دیگری تصرف کرد و ایرانیان را وادار به پذیرفتن اسلام یا دادن خراج کردند )
2 ) مردم ایران زمین به نابکاری - فساد - رذیلت و دروغ گرویده و از روش کردار نیکو آزرده میوشند و کناره گرفته .
3 ) آمار گنجهای ایرانشهر رو به گسترش می رود و زرین و سیمین ها برای فرمانروایان انبار می شود .
4 ) سپس همه اینها ناپدید شود و بسیار گنجهای پادشاهان ایران به دست دشمنان رسد و مرگ بی زمانه و نابهنگام گسترش یابد. ( همانطور که کاخهای مدائن توسط سپاهیان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهای چندین دهه پادشاهی ایران و فرشها ابریشم ساسانیان توسط تازیان تکه تکه و غارت شد . )
5 ) همه ایرانشهر به دست دشمنان تازی افتد و انیران ( ضد ایرانیان ) در ایران فراوان شوند به طوری که ایرانی از انیرانی مشخص نشود
6 ) در آن زمان " توانگران بد اندیش" بر درویشان پیشی میگیرند و آزادگان و بزرگان ایرانهشر در رنج و سختی زندگی خواهند کرد .
7 )به جایی خواهد رسید که فرزندی را که زایند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و برای کسب خواسته های خود از یکدیگر درگیر شوند . ( به وضوح در ایران دیده شده که عده ای فرزندان خودشان را برای گرفتن مقداری پول حراج میکنند به طوری که روزنامه ایران چند ماه پیش خبر داد زنی جنین خود را در شکم اش به مبلغ 1.5 میلیون تومان فروخت و آن پول را برای دادن پول پیش خانه پرداخت کرد !!! )
8 ) مردان زن صفت که ناپدید بودند در ایرانشهر هویدا میشوند و دروغ گسترده میشود . همانطور که فردوسی بزرگ در این باره فرموده است ( بعد از فتح ایران بدست اسلامیان تازی ایران اینگونه خواهد شد
چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد این رنجهای دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر********* ز اختر همه تازیان راست بهر
برنجد یکی دیگری برخورد******** به داد و به بخشش کسی ننگرد
ز پیمان بگردند و از راستی********* گرامی شود کژی و کاستی
پیاده شود مردم جنگجوی********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
رباید همی این از آن آن******** زین ز نفرین ندانند باز آفرین
نهانی بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود
بداندیش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنین چاره گر
شود بنده ی بی هنر شهریار******** نژاد و بزرگی نیاید به کار
به گیتی نماند کسی را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا
ازایران واز ترک و از تازیان *********نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی *********بود سخن ها به کردار بازی
همه گنجها زیر دامن نهند *********بمیرند و کوشش به دشمن دهند
9 ) ( اتمسفر و هوای ) ایرانشهر رو به آشفتگی و سرمای سخت و گرمای سخت می رود و نباتات کم شود .
10 ) از آن پس زمین لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زیاد پدیدار شود و ویرانی ها به بار آورد . باران بی موقع و بی سود باریدن میکند .
11 ) سوار پیدا میشود و پیداه سوار میشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقیقا همان صحبتی که فردوسی بزرگ درباره ایران پیش بینی کرده بود و می بینیم که به واقعیت پیوسته و کسانی سردمدار ایران شدند که کارشان چیز دیگری بوده است ) فردوسی :
پیاده شود مردم جنگجوی******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
12 ) مردان روی به دلقکی و لوده گری و ریاکاری روی خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاری گسترش یابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالایق روی کار خواهند رفت .
13 ) پادشاهی و حکمرانی ایران بدست کسانی خواهد افتاد که انیران اند و در ظاهر بسیار دین مدار و آئیین و مسلک دار هستند.
14 ) آن تازیان با ارمیان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجیب و پلید شود .
سپس گفتگوی زرتشت با اورمزد است که آینده ایران را پرسش میکند ( از بهمن یشت ) :
1 ) در آن پست ترین هنگام 100 گونه و 1000 گونه و 10000 گونه دیوان ژولیده موی از تخمه خشم از راه برسند .
2 )آن بد تخمان از خطه خراسان به ایرانشهر بریزند و با پرچمی با موهای ژولیده و ظاهری نا آراسته از راه میرسند که همگی مزدور می باشند .
3 ) سپس شهرها و دهها به ترتیب ویران میشوند و آنان که من اورمزد آفریدم همگی در نابودی قرار میگرند .
4 ) آنان فریب کار بوده و آنچه که میگویند نمی کنند . و بدترین مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد میشوند . آنان به گفته های خود عمل نمیکنند و در سخن خود استوار نیستند .
5 ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آید و گفتار راست آنان شک برانگیز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوی دهندگان ناحق و فریب کاران برای آنان راست آید .
6 ) در ان زمان سوگند های دروغین زیاد خورند و به زور به چیزی گواهی میدهند و به اورمزد ناسزا گویند .
7 ) از گناهانی که مردم کنند از هر 5 گناه 3 گناه را پیشوایان دینی کنند و آنان کسانی هستند که با نیاکان دشمن هستند و عبادتی که خود گویند انجام ندهند و از دوزخ بیمی ندارند .
8 ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالی رواج یابد .
9 ) پادشاهی و فرمانروایی ایرانشهر به دست انیران افتد و همچون سغدیان و ترکان و کابلیان و تازیان باشند . ایشان چنان فرمانروایی بدی کنند که که مرد پرهیزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان یکی باشد .
زراتشت نامه هم که در سال 1278 میلادی ( 727 سال پیش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پیشگویی ها یش را از اینده وخیم ایران به صورت شعر در آورده :
به ایران بباشد سه جنگ تمام ****** بسی کشته گردند مردان نام
همه پارس و شیراز پرغم شود ******به جای طرب رنج و ماتم شود
بود حکمرانی آن دیو کین ****** که دین بهی را زند بر زمین
نیابی در آن مردمان یک هنر ******* مگر کینه و فتنه و شور و شر
متاسفانه می بینیم که پیشگویی ها یکی پس از دیگری به حقیقت می پیوندند و امروز ما نوادگان کورش هستیم که میتوانیم سرنوشت ایران را از این گرفتاری ها نجات دهیم .
پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
گشتاسب شاه پرسید : این دین ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه ای است ؟
1 ) "جاماسب بیتخش " پاسخ داد : که این دین هزار سال روا باشد پس از آن مردمانی که هم پیمان شکن هستند با یکدیگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ایرانشهر ( مملکت ایران زمین ) به دست تازیان سپارده شود و تازیان هر روز نیرومندتر شوند و شهر شهر را تسخیر کنند . ( همانطور که سپاه تازی به ایران حمله کرد و شهرهای ایران را یکی پس از دیگری تصرف کرد و ایرانیان را وادار به پذیرفتن اسلام یا دادن خراج کردند )
2 ) مردم ایران زمین به نابکاری - فساد - رذیلت و دروغ گرویده و از روش کردار نیکو آزرده میوشند و کناره گرفته .
3 ) آمار گنجهای ایرانشهر رو به گسترش می رود و زرین و سیمین ها برای فرمانروایان انبار می شود .
4 ) سپس همه اینها ناپدید شود و بسیار گنجهای پادشاهان ایران به دست دشمنان رسد و مرگ بی زمانه و نابهنگام گسترش یابد. ( همانطور که کاخهای مدائن توسط سپاهیان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهای چندین دهه پادشاهی ایران و فرشها ابریشم ساسانیان توسط تازیان تکه تکه و غارت شد . )
5 ) همه ایرانشهر به دست دشمنان تازی افتد و انیران ( ضد ایرانیان ) در ایران فراوان شوند به طوری که ایرانی از انیرانی مشخص نشود
6 ) در آن زمان " توانگران بد اندیش" بر درویشان پیشی میگیرند و آزادگان و بزرگان ایرانهشر در رنج و سختی زندگی خواهند کرد .
7 )به جایی خواهد رسید که فرزندی را که زایند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و برای کسب خواسته های خود از یکدیگر درگیر شوند . ( به وضوح در ایران دیده شده که عده ای فرزندان خودشان را برای گرفتن مقداری پول حراج میکنند به طوری که روزنامه ایران چند ماه پیش خبر داد زنی جنین خود را در شکم اش به مبلغ 1.5 میلیون تومان فروخت و آن پول را برای دادن پول پیش خانه پرداخت کرد !!! )
8 ) مردان زن صفت که ناپدید بودند در ایرانشهر هویدا میشوند و دروغ گسترده میشود . همانطور که فردوسی بزرگ در این باره فرموده است ( بعد از فتح ایران بدست اسلامیان تازی ایران اینگونه خواهد شد
چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد این رنجهای دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر********* ز اختر همه تازیان راست بهر
برنجد یکی دیگری برخورد******** به داد و به بخشش کسی ننگرد
ز پیمان بگردند و از راستی********* گرامی شود کژی و کاستی
پیاده شود مردم جنگجوی********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
رباید همی این از آن آن******** زین ز نفرین ندانند باز آفرین
نهانی بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود
بداندیش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنین چاره گر
شود بنده ی بی هنر شهریار******** نژاد و بزرگی نیاید به کار
به گیتی نماند کسی را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا
ازایران واز ترک و از تازیان *********نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی *********بود سخن ها به کردار بازی
همه گنجها زیر دامن نهند *********بمیرند و کوشش به دشمن دهند
9 ) ( اتمسفر و هوای ) ایرانشهر رو به آشفتگی و سرمای سخت و گرمای سخت می رود و نباتات کم شود .
10 ) از آن پس زمین لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زیاد پدیدار شود و ویرانی ها به بار آورد . باران بی موقع و بی سود باریدن میکند .
11 ) سوار پیدا میشود و پیداه سوار میشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقیقا همان صحبتی که فردوسی بزرگ درباره ایران پیش بینی کرده بود و می بینیم که به واقعیت پیوسته و کسانی سردمدار ایران شدند که کارشان چیز دیگری بوده است ) فردوسی :
پیاده شود مردم جنگجوی******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
12 ) مردان روی به دلقکی و لوده گری و ریاکاری روی خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاری گسترش یابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالایق روی کار خواهند رفت .
13 ) پادشاهی و حکمرانی ایران بدست کسانی خواهد افتاد که انیران اند و در ظاهر بسیار دین مدار و آئیین و مسلک دار هستند.
14 ) آن تازیان با ارمیان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجیب و پلید شود .
سپس گفتگوی زرتشت با اورمزد است که آینده ایران را پرسش میکند ( از بهمن یشت ) :
1 ) در آن پست ترین هنگام 100 گونه و 1000 گونه و 10000 گونه دیوان ژولیده موی از تخمه خشم از راه برسند .
2 )آن بد تخمان از خطه خراسان به ایرانشهر بریزند و با پرچمی با موهای ژولیده و ظاهری نا آراسته از راه میرسند که همگی مزدور می باشند .
3 ) سپس شهرها و دهها به ترتیب ویران میشوند و آنان که من اورمزد آفریدم همگی در نابودی قرار میگرند .
4 ) آنان فریب کار بوده و آنچه که میگویند نمی کنند . و بدترین مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد میشوند . آنان به گفته های خود عمل نمیکنند و در سخن خود استوار نیستند .
5 ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آید و گفتار راست آنان شک برانگیز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوی دهندگان ناحق و فریب کاران برای آنان راست آید .
6 ) در ان زمان سوگند های دروغین زیاد خورند و به زور به چیزی گواهی میدهند و به اورمزد ناسزا گویند .
7 ) از گناهانی که مردم کنند از هر 5 گناه 3 گناه را پیشوایان دینی کنند و آنان کسانی هستند که با نیاکان دشمن هستند و عبادتی که خود گویند انجام ندهند و از دوزخ بیمی ندارند .
8 ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالی رواج یابد .
9 ) پادشاهی و فرمانروایی ایرانشهر به دست انیران افتد و همچون سغدیان و ترکان و کابلیان و تازیان باشند . ایشان چنان فرمانروایی بدی کنند که که مرد پرهیزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان یکی باشد .
زراتشت نامه هم که در سال 1278 میلادی ( 727 سال پیش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پیشگویی ها یش را از اینده وخیم ایران به صورت شعر در آورده :
به ایران بباشد سه جنگ تمام ****** بسی کشته گردند مردان نام
همه پارس و شیراز پرغم شود ******به جای طرب رنج و ماتم شود
بود حکمرانی آن دیو کین ****** که دین بهی را زند بر زمین
نیابی در آن مردمان یک هنر ******* مگر کینه و فتنه و شور و شر
متاسفانه می بینیم که پیشگویی ها یکی پس از دیگری به حقیقت می پیوندند و امروز ما نوادگان کورش هستیم که میتوانیم سرنوشت ایران را از این گرفتاری ها نجات دهیم .
متاسفانه می بینیم که پیشگویی ها یکی پس از دیگری به حقیقت می پیوندند و امروز ما نوادگان کورش هستیم که میتوانیم سرنوشت ایران را از این گرفتاری ها نجات دهیم .
پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
گشتاسب شاه پرسید : این دین ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه ای است ؟
1 ) "جاماسب بیتخش " پاسخ داد : که این دین هزار سال روا باشد پس از آن مردمانی که هم پیمان شکن هستند با یکدیگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ایرانشهر ( مملکت ایران زمین ) به دست تازیان سپارده شود و تازیان هر روز نیرومندتر شوند و شهر شهر را تسخیر کنند . ( همانطور که سپاه تازی به ایران حمله کرد و شهرهای ایران را یکی پس از دیگری تصرف کرد و ایرانیان را وادار به پذیرفتن اسلام یا دادن خراج کردند )
2 ) مردم ایران زمین به نابکاری - فساد - رذیلت و دروغ گرویده و از روش کردار نیکو آزرده میوشند و کناره گرفته .
3 ) آمار گنجهای ایرانشهر رو به گسترش می رود و زرین و سیمین ها برای فرمانروایان انبار می شود .
4 ) سپس همه اینها ناپدید شود و بسیار گنجهای پادشاهان ایران به دست دشمنان رسد و مرگ بی زمانه و نابهنگام گسترش یابد. ( همانطور که کاخهای مدائن توسط سپاهیان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهای چندین دهه پادشاهی ایران و فرشها ابریشم ساسانیان توسط تازیان تکه تکه و غارت شد . )
5 ) همه ایرانشهر به دست دشمنان تازی افتد و انیران ( ضد ایرانیان ) در ایران فراوان شوند به طوری که ایرانی از انیرانی مشخص نشود
6 ) در آن زمان " توانگران بد اندیش" بر درویشان پیشی میگیرند و آزادگان و بزرگان ایرانهشر در رنج و سختی زندگی خواهند کرد .
7 )به جایی خواهد رسید که فرزندی را که زایند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و برای کسب خواسته های خود از یکدیگر درگیر شوند . ( به وضوح در ایران دیده شده که عده ای فرزندان خودشان را برای گرفتن مقداری پول حراج میکنند به طوری که روزنامه ایران چند ماه پیش خبر داد زنی جنین خود را در شکم اش به مبلغ 1.5 میلیون تومان فروخت و آن پول را برای دادن پول پیش خانه پرداخت کرد !!! )
8 ) مردان زن صفت که ناپدید بودند در ایرانشهر هویدا میشوند و دروغ گسترده میشود . همانطور که فردوسی بزرگ در این باره فرموده است ( بعد از فتح ایران بدست اسلامیان تازی ایران اینگونه خواهد شد
چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد این رنجهای دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر********* ز اختر همه تازیان راست بهر
برنجد یکی دیگری برخورد******** به داد و به بخشش کسی ننگرد
ز پیمان بگردند و از راستی********* گرامی شود کژی و کاستی
پیاده شود مردم جنگجوی********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
رباید همی این از آن آن******** زین ز نفرین ندانند باز آفرین
نهانی بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود
بداندیش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنین چاره گر
شود بنده ی بی هنر شهریار******** نژاد و بزرگی نیاید به کار
به گیتی نماند کسی را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا
ازایران واز ترک و از تازیان *********نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی *********بود سخن ها به کردار بازی
همه گنجها زیر دامن نهند *********بمیرند و کوشش به دشمن دهند
9 ) ( اتمسفر و هوای ) ایرانشهر رو به آشفتگی و سرمای سخت و گرمای سخت می رود و نباتات کم شود .
10 ) از آن پس زمین لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زیاد پدیدار شود و ویرانی ها به بار آورد . باران بی موقع و بی سود باریدن میکند .
11 ) سوار پیدا میشود و پیداه سوار میشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقیقا همان صحبتی که فردوسی بزرگ درباره ایران پیش بینی کرده بود و می بینیم که به واقعیت پیوسته و کسانی سردمدار ایران شدند که کارشان چیز دیگری بوده است ) فردوسی :
پیاده شود مردم جنگجوی******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
12 ) مردان روی به دلقکی و لوده گری و ریاکاری روی خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاری گسترش یابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالایق روی کار خواهند رفت .
13 ) پادشاهی و حکمرانی ایران بدست کسانی خواهد افتاد که انیران اند و در ظاهر بسیار دین مدار و آئیین و مسلک دار هستند.
14 ) آن تازیان با ارمیان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجیب و پلید شود .
سپس گفتگوی زرتشت با اورمزد است که آینده ایران را پرسش میکند ( از بهمن یشت ) :
1 ) در آن پست ترین هنگام 100 گونه و 1000 گونه و 10000 گونه دیوان ژولیده موی از تخمه خشم از راه برسند .
2 )آن بد تخمان از خطه خراسان به ایرانشهر بریزند و با پرچمی با موهای ژولیده و ظاهری نا آراسته از راه میرسند که همگی مزدور می باشند .
3 ) سپس شهرها و دهها به ترتیب ویران میشوند و آنان که من اورمزد آفریدم همگی در نابودی قرار میگرند .
4 ) آنان فریب کار بوده و آنچه که میگویند نمی کنند . و بدترین مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد میشوند . آنان به گفته های خود عمل نمیکنند و در سخن خود استوار نیستند .
5 ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آید و گفتار راست آنان شک برانگیز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوی دهندگان ناحق و فریب کاران برای آنان راست آید .
6 ) در ان زمان سوگند های دروغین زیاد خورند و به زور به چیزی گواهی میدهند و به اورمزد ناسزا گویند .
7 ) از گناهانی که مردم کنند از هر 5 گناه 3 گناه را پیشوایان دینی کنند و آنان کسانی هستند که با نیاکان دشمن هستند و عبادتی که خود گویند انجام ندهند و از دوزخ بیمی ندارند .
8 ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالی رواج یابد .
9 ) پادشاهی و فرمانروایی ایرانشهر به دست انیران افتد و همچون سغدیان و ترکان و کابلیان و تازیان باشند . ایشان چنان فرمانروایی بدی کنند که که مرد پرهیزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان یکی باشد .
زراتشت نامه هم که در سال 1278 میلادی ( 727 سال پیش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پیشگویی ها یش را از اینده وخیم ایران به صورت شعر در آورده :
به ایران بباشد سه جنگ تمام ****** بسی کشته گردند مردان نام
همه پارس و شیراز پرغم شود ******به جای طرب رنج و ماتم شود
بود حکمرانی آن دیو کین ****** که دین بهی را زند بر زمین
نیابی در آن مردمان یک هنر ******* مگر کینه و فتنه و شور و شر
متاسفانه می بینیم که پیشگویی ها یکی پس از دیگری به حقیقت می پیوندند و امروز ما نوادگان کورش هستیم که میتوانیم سرنوشت ایران را از این گرفتاری ها نجات دهیم .
برچسبها: پیشگویی های زرتشت از آینده ایران, |
|